صفحه اول | عضویت در سایت | تماس با ما | RSS | ورود کاربران امروز يكشنبه ، 14 شهريور سال 1389
مواضع و نطق های مهم ایراد شده
  در گفتگو با ماهنامه رونا: مجلس در جایگاه واقعی خود قرار ندارد
  اعلمی در مصاحبه با روزآنلاین: مقدسات برای بعضی ها ابزاري ‏براي ايجاد خفقان و سرپوش گذاري بر کج انديشي است!
  آسیب شناسی مجلس و دولت در گفتگوی اکبر اعلمی با روزنامه تهران امروز
  اعلمی در گفتگو با هفته نامه صبح زاهدان: باهنر وكيل دولت است نه مردم! | طرح تجمیع انتخابات، «معامله فضولي» و خلاف شرع است
روز نوشت ها
  حاج داوود کریمی، سردار و مجاهد نستوهی که نان خود خورد تا کمر به خدمت سلطان نبندد!
10 شهریور 1389
  سیدمحمد خاتمی: ما تضعیف دولت را مخالف قانون اساسی می‌دانیم!
6 شهریور 1389
  جایگاه زبان و فرهنگ اقوام مختلف و عناوین قسمتی از طرح ها، موضعگیری ها و اقدامات اعلمی در دفاع از زبان و میراث فرهنگی و تاریخی آذربایجان(حقوق بشر-4)
2 شهریور 1389
  عناوین و لینک قسمتی از طرح ها، موضعگیری ها، اقدامات و پیگیری های اعلمی، در ارتباط با زندانیان(حقوق بشر-3)
30 مرداد 1389
  شایعه سازی، تخریب و یا تقدیس احمدی نژاد و انکار آیت الله بهجت!؟
29 مرداد 1389
بیشتر بخوانید ...
پر بیننده ترین مطالب
  نامه سرگشاده یک بنده خدا ،به بنده دیگر خدا مقام محترم رهبری!
  در شورای نگهبان چه گذشت؟ (لزوم تشکیل شورائی برای پاسداری از حقیقت و عدالت )
  (حدفاصل میان حکمرانی بد و خوب) آخرین نطق پیش از دستور دوران نمایندگی1
  قسمتی از فیلم اعترافات پخش نشده ابطحی و چند سوال!؟
  بجای بیوگرافی:خلاصه ای از فراز و فرود های زندگی من
  نسبت بیانیه مقام رهبری با قانون انتخابات ریاست جمهوری!؟
  اهداف و چرائی انتشار فیلم اعترافات ابطحی و ارزیابی واکنش های مربوط به آن و پاسخ سوالات و شبهات -2
  بعضی از مسئولان غیر مسئول کلاهشان را بالاتر بگذارند! (به بهانه حماسه آفرینی های عده ای از لباس شخصی ها)
  واقعیت های هشتمین دوره انتخابات مجلس؟!**(تحلیلی پیرامون هشتمین دوره انتخابات مجلس)
  بجای پاک کردن صورت مساله به هضم واقعیت ها بپردازید! ( نگاهی متفاوت به انتخابات هشتم)**
بیشتر بخوانید ...
تصویر برگزیده
Skip Navigation Links
صفحه اول
روز نوشت ها
وب نوشته ها
کارنامه مجلسExpand کارنامه مجلس
زندگینامه
خاطرات
مقالات
سخنرانی ها
مصاحبه
سخن میهمان
از همه جا از همه کس
پر پیننده ترین مطالب
مشاغل و مسئولیت ها
نامه ها و اقدامات ویژهExpand نامه ها و اقدامات ویژه
در نگاه دیگران و رسانه ها
گالری عکس
صدا و تصویر
جستجو
آرشیو موضوعی
سخن میهمان
  آیت الله خمینی: انشاءاللّه تصميم دارم در تمام زمينه ها همه طبق قانون اساسى حرکت کنيم.
  موسوی خوئینی ها: بعضي از فقهاء اصلاً چنين ولايتي را نه مطلقش و نه حتي در اين حدي كه در قانون اساسي ما الان هست، [قبول ندارند].
  رویکرد جالب و متفاوتی از آیت الله یزدی در مورد محدود شدن ولایت مطلقه فقیه در چارچوب قانون اساسی!
  قسمتی از رویکرد و ادبیات سیاسی پیشین میرحسین موسوی و مشابهت های آن با ادبیات امروز احمدی نژاد!
  رویکرد جالب و متفاوتی از احمد جنتی نسبت به ولایت فقیه و اختیارات او در مجلس خبرگان رهبری!
بیشتر بخوانید ...
از همه جا از همه کس
  نطق ناتمام صباغیان در مورد آیت الله شریعتمداری و واکنش عده ای از نمایندگان مجلس اول
12 شهریور 1389
  سیدمحمد خاتمی: ما تضعیف دولت را مخالف قانون اساسی می‌دانیم!
6 شهریور 1389
  اظهارات فلاحیان در هنگام گرفتن رای اعتماد از مجلس سوم برای وزارت اطلاعات و دفاع هاشمی رفسنجانی از وی
3 شهریور 1389
  عبدالله نوری: ممكن است ولايت مطلقه فقيه در يك موردي تشخيص بدهد كه خير رئيس جمهور اصلاً نمي خواهيم
31 مرداد 1389
  تاج زاده در فیلم منتشر شده از سوی خبرگزاری فارس و جوان آنلاین: ما انتخابات را باختيم!(همراه با فایل تصویری)
27 مرداد 1389
بیشتر بخوانید ...
جستجو در سایت
 
پیوند ها
  کلیپ کوتاهی از سخنان اعلمی در مجلس p-alami(omid20.com).3gp
  لیست ویدئو کلیپ های اعلمی در گوگل(1)
  ویدئو کلیپ سخنرانی های اعلمی2
  مشروح مذاکرات مجلس تدوین قانون اساسی
  مشروح مذاکرات شوراي بازنگري قانون اساسي
  خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران(هرانا)
  وبسایت دفتر آیت الله العظمی سیستانی
  لیست وبلاگ های متنوع فارسی
  مشروح مذاکرات تدوین و بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در
  متن کامل قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران همراه با اصلاحات 1368
بیشتر بخوانید ...
متن مطلب
نامه سرگشاده یک بنده خدا ،به بنده دیگر خدا مقام محترم رهبری!
... اگر واقعا سرنوشت محتوم ملت ایران این است که همواره آزموده ها را بیازمایند و از میان یک ملت بزرگ 70 میلیون نفری ،تنها سوگلی های دائمی قدرت که کارنامه درخشانی هم از خود برجای نگذاشته اند ،استحقاق نامزدی ریاست جمهوری را دارا شوند باید به حال این ملت گریست! مادامیکه که شورای نگهبان از طریق نظارت استصوابی خود حصاری به گرد جمهوریت و حکومت می کشد و برخلاف کشورهای دموکراتیک که گردش نخبگان در آن نامحدود است ،گردش قدرت در یک جمعیت 70 میلیون نفری را صرفا محدود به نورچشمی های هیات حاکمه و آندسته از نخبگان ابزاری می کند که در 30 سال گذشته نوعا با رانت حکومت به قدرت و ثروت رسیده اند و وضع موجود نیز کم و بیش نتیجه عملکرد آنهاست ،این پرسش برای امثال حقیر مطرح می شود که این روند چه نسبتی با جمهوریت و آزادی و اصول مورد اشاره قانون اساسی دارد و اصولا چه تفاوتی میان این شیوه از اداره کشور با حکومت هائی است که بصورت ملوک الطوایفی و یا الیگارشی اداره می شوند. اساسا آیا تمرکز بیش از 80 درصد قدرت و اختیارات کشور در دست یک فرد و ارکان منصوب وی در آینده نمی تواند زاینده استبداد باشد؟ ...

 

سلام علیکم

قال رسول الله: "انتم بنو آدم و آدم من تراب"!

در روایات اسلامی آمده است که “ابوتراب” یا پدر و دمساز خاك از زیباترین و محبوب‌ترين القاب در نزد علی(ع) بوده است. در “مناقب” ابن شهر آشوب نیز نقل شده است که آن امام پس از آنکه زره گمشده خویش را در نزد یکی از یهودیان کوفه یافت حق خود از وی مطالبه کرد ،لیکن آن مرد از پس دادن آن به حضرت خودداری ورزید. ناگزیر ایندو اختلاف خویش را در نزد شریح قاضی مطرح کردند و چون امام دلیل و بیّنه‌ای برای تصاحب زره خود نداشت لاجرم قاضی منصوب ایشان به نفع آن یهودی حکم صادر کرد.

همچنین در نهج البلاغه می خوانیم که امام معصوم(ع) حتی خویشتن را از تذکر و نصیحت دیگران بی نیاز نمی دانست و کشورداری‌ بر مبنای‌ کبرورزی‌ و گرایش‌ به‌ پذیرش‌ تملّق‌ را مذمّت نموده‌ و مردم‌ را به بی پروا سخن گفتن توصیه‌ می‌کرد و از آنان می خواست تا با مشارکت‌ و نظردهی‌ خویش‌ خطاهای‌ زمامداران‌ را یادآور شوند. به بیان دیگر در حکومت علی(ع) منتقد بودن و سخن تلخ حق گفتن یک ارزش و اطاعت بی‏چون و چرا یک ضد ارزش به شمار می آمد.

از اینرو علی (ع) با مردمان می‏گفت: "بدان سان که رسم سخن گفتن با جبّاران تاریخ است با من سخن مگویید و آن چنان که از زورمندان دژخوی پروا می‏کنید از من فاصله مگیرید، به تصنّع با من ‏نیامیزید و چنین مپندارید که اگر با من سخن حقی بگوئید مرا گران آید". به همین سبب به فرماندهان و کارگزاران خود نیز توصیه می‏فرمود تا مشاورینی برگزینند که سخن تلخ حق را با آنان در میان نهند.

نظر باینکه نه شما معصوم و والاتر از علی(ع) هستید و نه من عاصی و فروتر از آن یهودی و اعراب بدوی می باشم و هر دو عبد خدا و از جنس خاکیم و دیر یا زود به اصل خویش باز خواهیم گشت ،بدین سبب در وهله نخست در مطلع نامه ام شما و خود را بنده خدا خطاب کردم تا در نگارش این نامه مشفقانه دچار لکنت زبان و لغزش قلم نگردم و رسم سحن گفتن با زمامدار اسلامی را آنگونه که "ابوتراب" توصیه کرده است بجای آورم و در وهله دوم به عنوان یک شهروند صاحب حق در این نامه شکوه و دغدغه هایم را با شخصیتی در میان نهم که قدرت مطلقه را در کشورم در اختیار دارد ،زیرا بقول سعدی "دو چیز طیره عقل است ؛دم فرو بستن بوقت گفتن و گفتن بوقت خاموشی" و گمان می کنم که اگر در این فرصت هم واقعیات را با شما در میان نگذارم شاید روزی ،روزگاری مورد شماتت تاریخ قرار گیرم که غایبان خود را هرگز نمی بخشد.

گمان می کنم که حضرتعالی نیز با حکایت خردمندان هفتگانه یونانی آشنائید ،چنانکه منتسکیو می نویسد ؛از خردمندان مذکور پرسیدند که کاملترین حکومت ها کدام است؟ "سلن" مقنّن آتنی گفت: آنکه دشنام یکفرد در همه تاثیر کند. "بیاس" گفت؛ آنکه قانون بجای حاکم کار کند. "سالیس ملیوسی" فیلسوف گفت ؛حکومتی که برابری اموال در آن باشد. "پتیاگوس" گفت؛ آنکه درستکاران حکومت کنند نه شرّان. "گلئوبوس" گفت؛ آنکه قانون بجای خطیب نطق کند.

"سرمامدرس" از این سخنان اینگونه نتیجه گرفت ؛پس باید دانشمندان پارسا حکومت کنند!

نتیجه دیگری هم از سخنان خردمندان یونانی می توان گرفت و آن اینکه اگر در جامعه ای دانشمندان پارسا حکومت کنند ،انتظار می رود که حاصلش کار کردن "قانون" بجای حاکم و نطق کردن آن بجای خطیب باشد. در این صورت دیگر قانون شکنان جایگاهی در حکومت قانون نخواهند داشت و در نتیجه عدالت نیز در آن جامعه حکمفرما و تضییع حقوق یک فرد همه را متاثّر خواهد کرد ،زیرا دانشمندان پارسا خود را فراتر از دیگر هم نوعان خود نمی پندارند و در چارچوب قانون و با در نظر گرفتن مصالح عمومی و احترام به خرد جمعی رفتار کرده و از اتّخاذ هرگونه تصمیم و روشی که بوی استبداد و خودخواهی دهد اجتناب می ورزند.

با نگاهی به اصول ؛1، 2 ،3 ، 107 ،109 و 111 قانون اساسی ،متوجه نوعی شباهت و قرابت میان اهداف و مختصّات نظام سیاسی مورد نظر واضعان قانون اساسی با آرمانشهری می شویم که خصوصیات آنرا منتسکیو از زبان خردمندان یونانی توصیف کرده است.

 این حقیقت زمانی آشکارتر می شود که در ذیل اصل 107 قانون اساسی ،قانونگذار تفاوتی میان رهبر و رهرو قائل نگشته و به صراحت بیان می دارد که "رهبر در برابر قوانين با ساير افراد كشور مساوي است" و در بند 14 اصل سوم نیز حاکمیت را به ايجاد امنيت قضايي عادلانه براي همه و تساوي عموم در برابر قانون ملزم می کند.

 پرواضح است که امنيت قضايي عادلانه براي همه و تساوی عموم در برابر قانون ،از یکسو در گرو برابری حقوق اجتماعی و شهروندی میان فرادستان و فرودستان است و اینکه هرکس متناسب با وظایف و اختیاراتی که داراست در برابر مردم مسئول و پاسخگو باشد و به بیان دیگر قدرت‌ هرگز از عدالت‌ نگسلد و در صورت گسستن ایندو از یکدیگر امکان استیضاح و محاکمه ارباب قدرت تا عالیترین سطوح آن میسّر گردد و از سو ی دیگر ، قانون به عنوان مبیّن ضابطه مند مدیریت اجتماعی ،مدیریت سیاسی کشور و تمشیت امور را تحت انضباط قانونی و اطمینان بخش خود قرار دهد و لاجرم هیچکس نتواند مصداق "هرکاری کند کس نخواهد خواستن از او حساب" واقع شود. شاید به همین سبب نیز معمار نظام جمهوری اسلامی ایران در وصف حکومت معهود خود به مردم نوید می دهند که " هر فردی از افراد ملت حق دارد مستقيما در برابر سايرين ،زمامدار مسلمين را استيضاح كند و او بايد جواب قانع كننده دهد و در غير اين صورت اگر برخلاف وظايف اسلامی خود عمل كرده باشد، خود به خود از مقام زمامداری معزول است".

با این وصف قصد من از نگارش این نامه نه استیضاح که به اعتبار "المیسور لا یترک بالمعسور" تلاش هرچند کم ثمر برای استیفاء حقوق مخدوش شده یک ملت و نجات جمهوریت و ارزش های آن است:

 براین اساس به عنوان یک حقوقدان و شهروندی که سهم بسیار ناچیزی هم در پیروزی و حفظ انقلاب داشته  و سی سال سابقه خدمت به کشور و ملت ایران را در کارنامه خود داراست و با انتخاب مردم 8 سال در کسوت قانونگذار و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اوضاع داخلی و خارجی را بطور دقیق رصد کرده و کم و بیش با نقاط قوت و ضعف کشور و نابسامانی هائی که مردم ایران را رنج می دهد آشنا و از اشراف کامل نسبت به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برخوردار است ،در قالب این نامه سرگشاده آنچه شرط بلاغ است با شما در میان می گذارم:

الف- مقام محترم رهبری واقفند ،آنچه مبدء انقلاب ما گردید معطوف به آزادی و جمهوریت بود تا مردم ایران در پرتو آن آگاهانه زندگی خود را رنگ و جلای اسلامی داده و از این طریق کرامت انسانی خود را بازیابند نه آن که بنام اسلام ،آزادی و جمهوریت و کرامت خویش را به پای قرائت خاصی از دین قربانی کنند.

ارزش و جایگاه مفاهیمی چون آزادی و کرامت انسانی در نظام سیاسی موعود بحدی بود که نویسندگان قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصل دوم این قانون "ایمان به آزادي توام با مسئوليت انسان در برابر خدا" را یکی از پایه های ایمانی نظام جمهوری اسلامی بیان و در اصل بعدی حاکمیت را با همه امکانات خود به محو هر گونه استبداد و خودكامگي و انحصارطلبي و تامين آزاديهاي سياسي و اجتماعي ملزم ساختند!

در همین راستا حداقل اصول؛ 1 ، 3 ، 6 ،9 ،20 ، 56 ، 59 و 177 قانون اساسی بوضوح بر جمهوریت نظام تاکید می ورزد تا جائیکه اصل ششم مقرر می دارد در جمهوري اسلامي ايران امور كشور بايد به اتكا آرا عمومي از راه انتخابات اداره شود.

سیاق مفاد اصول 9 و 56 همین قانون بیانگر این حقیقت است که اوّلا ،اصالت با آزادی و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود می باشد و اعمال ولایت مطلقه فقیه و ارکان تحت امر ایشان هم تنها در چارچوب حقوق و آزادی های بلامنازع و غیر قابل سلب مردم معتبر می باشد و لاغیر ،لذا هيچكس مطلقا نمي تواند آزادی های مشروع و مصرّح در قانون اساسی و حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود را از انسان سلب كرده و يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد.

از آنجا که "التزام به شی، التزام به لوازم آن است"، عملی شدن اصول مذکور و تحقق جمهوریت و بویژه مفاد آمرانه و راهبردی دو اصل 6 و 56 قانون مزبور، در گرو تن دادن به لوازم و مقدّمات جمهوریت و ارزش های پذیرفته شده دموکراسی در قانون اساسی است.

در واقع مستفاد از اصل 56 قانون اساسی ،قلمرو آزادی و حق حاکمیت مطلق انسان ها بر سرنوشت خود که از سوی خداوند به او تفویض شده لایتنهاهی است و با قدری اغماض و تسامح نسبت به اصل 177 این قانون ،حتی می تواند ناظر به اصلاحات ساختاری و مناسبات حاکم بر نظام سیاسی مستقر و جایگزین کردن نظام دلخواه اکثریت نیز شود ،تا چه رسد به تلاش مدنی برای انجام اصلاحات در چارچوب قانون اساسی موجود جهت رهائی از وضع ناگوار کنونی و رسیدن به وضعیت دلخواه!

جنابعالی بهتر از راقم می دانید که بموجب آیه شریفه "انّ الله لا یغیّر مابقوم حتی یغیروا ما بانفسهم" هم خداوند مهندسی سرنوشت هرقومی را به اراده او واگذار کرده است ،این مهم زمانی تحقق خواهد یافت که آن قوم  و ملت قادر به ظهور و بروز اراده خود باشند و اگر صاحبان قدرت و ثروت در برابر این اراده مانعی ایجاد کنند ،عمل آنان مصداق بارز "یصدّون عن سبیل الله" و بمنزله ایجاد سدّ در برابر اراده خداوند است!

شاید اشاره به این بخش از سخنان آیت الله خمینی که در 12 بهمن 1357 در بهشت زهرا ایراد شده و بیانگر احترام به اوج آزادی اراده یک ملت در تعیین سرنوشت خود و تغییرات دلخواهش می باشد ،ما را از ادامه این بحث بی نیاز کند:

" ... فرض مي كنيم كه اين سلطنت پهلوي، اول كه تاسيس شد به اختيار مردم بود ...، چه حقي داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در اين زمان معين كنند...، مگر پدرهاي ما ولي ما هستند؟ مگر آن اشخاصي كه در صد سال پيش از اين، هشتاد سال پيش از اين بودند، مي توانند سرنوشت يك ملتي را كه بعدها وجود پيدا كنند، آنها تعيين بكنند؟ ... اين ملتي كه سرنوشت خودش با خودش بايد باشد، در اين زمان مي گويد كه ما نمي خواهيم اين سلطان را. وقتي كه اينها راي دادند به اينكه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژيم سلطنتي را نمي خواهيم، سرنوشت اينها با خودشان است. اين هم يك راه است از براي اينكه سلطنت او باطل است."

بدون شک تغییر وضع موجود با هدف دستیابی به وضعیت مطلوب و دلخواه مردم، در بدو امر مستلزم این است که در یک انتخابات و یا همه پرسی امکان مستولی شدن اراده جمعی ملت ایران بر اراده قدرت قاهره و فائقه ای که بر کشور حکومت می کند مهیا شود و ملت ایران عملا بتوانند تغییرات و اصلاحات دلخواه خود را کم و بیش به منصه ظهور برسانند، این وضعیت زمانی رخ خواهد داد که مردم بجای ناگزیر شدن به انتخاب کاملا محدود و معطوف به سوگلی های حکومتی و عناصر دستچین شده موجود در سبد کوچک حاکمیت ،آزادانه قادر به استفاده از حق انتخاب کردن و حق انتخاب شدن در یک انتخابات کاملا آزاد و مدنی در دامنه ای به وسعت میان بدترین تا عالی ترین گزینه های موجود باشند و مآلا بتوانند با انتخاب مجریان و حاکمان دلخواه خود امکان اصلاحات و تغییرات حداکثری مورد نظر خویش را از طریق آنان فراهم سازند.

به بیان دیگر سلطه بلامنازع مردم بر سرنوشت خود و اداره مطلق امور کشور به اتکاء آرای عمومی و عملیاتی شدن اصول یاد شده که با آزادی های فطری و مشروع او در هم تنیده ،مستلزم تحقق مقولاتی نظیر ؛برگزاری انتخابات آزاد از طریق تدارک بستر مناسب برای تظاهر اراده و انتخاب آزاد ،استفاده آزاد از حق انتخاب ،اجتناب از انحصاری کردن استفاده از حق حاکمیت ملت بر سرنوشتش از طریق تحدید حق انتخاب شدن و حق انتخاب کردن جانبدارانه به نفع افراد و گروههای خاص و تسلیم شدن حاکمان در برابر خروجی انتخاب و اراده جمعی است.

براین مبنا نظر باینکه انتخاب به معنی عینیت بخشیدن به خواست و اراده واقعی افراد و در اصل ششم مشخصا به مفهوم ابراز و اعلام تمایلات درونی برای اعمال حاکمیت و دخالت در اداره امور کشور است، لازم است که در پرتو تمهیدات به عمل آمده ،شهروندان قادر باشند طبق خواست و اراده خود در مقدّرات کشور و شیوه اداره آن نقش اصلی را ایفاء نمایند و در واقع خواست و اراده آنان منشاء اصلی شکل گیری قدرت و مهمترین عامل نظارت بر رفتار قدرت و در صورت لزوم مهار آن باشد.

به بیان دیگر انتخابات باید بدون دخالت و اعمال نفوذ هیات حاکمه بستر و سازو کاری برای تظاهر آزاد خواست و اراده واقعی افراد به منظور مشارکت در اداره کشور و در صورت لزوم زمینه سازی برای تحمیل خواست مردم به حاکمیت جهت جابجائی قدرت حتی تا سطح عالیترین مقام واقع در هرم مدیریت کشور نیز شود.

 اصرار قانونگذار بر استفاده از واژه "باید" در اصل ششم بیانگر این واقعیت است که اداره امور کشور بدون اتکاء به آرای عمومی و از طریق تحمیل خواست هیات حاکمه به مردم ،فاقد هرگونه اعتبار و مشروعیت بوده و به منزله گام نهادن در مسیری است که سرمنزل آن استبداد می باشد و به همین سبب نیز در این قانون ضمن الزام حکومت به بکارگیری همه امکانات خود برای "محو هر گونه‏ استبداد ،خودكامگي‏ و انحصارطلبي" و "تامين‏ آزاديهاي‏ سياسي‏ و اجتماعي‏ در حدود قانون" ،بوضوح حاکمیت را موظف به بکارگیری همه امکانات خود برای "مشاركت‏ عامه‏ مردم‏ در تعيين‏ سرنوشت‏ سياسي‏، اقتصادي‏، اجتماعي‏ و فرهنگي‏ خويش" کرده است.

از طرفی انتخاب مطلوب از یکسو باید واجد دو عنصر آگاهی و اراده آزاد باشد و از سوی دیگر لازم است که گزینه های متفاوت متناسب با ذائقه مردم در معرض اراده انتخاب کننده واقع شوند تا امکان به حداکثر رسیدن مطلوبیت نهائی او فراهم گردد ،در غیر اینصورت با فقدان هریک از عناصر و شرایط یاد شده، انتخاب جای خود را به اکراه و اجبار و انتصاب خواهد داد. بنابراین هرچه دایره انتخاب مردم محدودتر شود و یا با فشار روانی رسانه های حکومتی افکار مردم به سمت و سوی افراد دلخواه نهادهای قدرت هدایت گردد ،میل به استبداد و انتصابی شدن قدرت نیز نمود بیشتری خواهد یافت.

ب- جناب آقای خامنه ای! انتخابات آزاد برای اعمال حاکمیت و اداره امور کشور جهت دسترسی آزاد به حقوق اجتماعی، زمانی تحقّق خواهد یافت که فارغ از دخالت های جانبدارانه و تبعیص آمیز ارکان قدرت ،همه شهروندانی که از اهلیّت لازم برخوردارند، قادر شوند تا "حق انتخاب کردن" و"حق انتخاب شدن" خود را که از مصادیق بدیهی حقوق اجتماعی است آزادانه و بدون تبعیض استیفاء نمایند. از همین رو قانونگذار در ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی به منظور تبیین و اجرای دو اصل 19 و 20 قانون اساسی ،با بیان اینکه "حقوق اجتماعی" از حقوقی است که قانونگذار برای اتباع کشور جمهوری اسلامی ایران و سایر افراد مقیم در قلمرو آن منظور نموده و سلب آن به موجب قانون یا حکم دادگاه صالح می باشد، در جزء الف، "حق انتخاب شدن" در مجالس شورای اسلامی و خبرگان و عضویت در شورای نگهبان و انتخاب شدن به ریاست جمهوری را یکی از مصادیق "حقوق اجتماعی" معرفی کرده است.

براین اساس از دیدگاه قانونگذار ،استفاده از همه مصادیق حقوق اجتماعی به شرحی که بیان شد ،برای همه شهروندان ایرانی یک "حق طبیعی و قانونی" و مهیا کردن بستر مناسب برای استیفاء این حق توسط شهروندان ،برای حکومت یک "وظیفه"، "تعهد و تکلیف قانونی" و "واجب عینی" است.

بنابراین محروم کردن هر یک از شهروندان واجد شرایط از حق انتخاب شدن برای نمایندگی مجلس و یا ریاست جمهوری و نظایر آن مستلزم فقدان و یا از دست دادن اهلیت استفاده از چنین حقوقی است.

قهرا می پذیرید که در صورت "وجود مقتضی و مفقود بودن مانع"، محروم کردن افراد از نامزدی شرکت در انتخابات مختلف از حیث حقوقی نامشروع و به منزله محروم کردن واجدان شرایط از حقوق اجتماعی ،"ممانعت از مشارکت فعال و موثر در تعیین سرنوشت اجتماعی ،جلوگیری از حق انتخاب شغل دلخواه ،مصداق بارز تبعیضات ناروای حاکمیت در ایجاد امکان اشتغال به کار و احراز مشاغل در شرایط برابر برای افراد ،جلوگیری از "شركت‏ فعال‏ در رهبري‏ كشور و افزايش‏ مهارت‏ و ابتكار " ،مصداق بارز هتک حرمت و حیثیت اجتماعی اشخاصی که حرمت شرعی و قانونی دارند و در نتیجه تحمیل نوعی مجازات تکمیلی و "عقاب بلا بیان" و در نتیجه نقض آشکار اصول؛ 3 (جزء های7، 8 ،9 و 14) ،6 ، 9 ،36 ،37 ،39 ،40 ،43 (جزء 3) 56 و 115 قانون اساسی است.

مضاف براین مستفاد از اصول 91 و 99 قانون اساسی ،شورای نگهبان پاسدار قانون اساسی و ناظر و حافظ سلامت انتخابات مختلف از جمله ریاست جمهوری است .در واقع مسئولیت نظارت بر انتخابات از آنرو به شورای نگهبان واگذار شده است که این نهاد بیطرفانه مساعی خود را تنها صرف صیانت از حق انتخاب کردن و حق انتخاب شدن افراد و جلوگیری از هرگونه ایراد خدشه و صدمه به حقوق مذکور نماید نه آنکه به بهانه نظارت استصوابی در مقام تزاحم و تقابل با حق انتخاب کردن و انتخاب شدن مردم ایران به تهدید ،تحدید و تضییع حقوق اجتماعی آنان روی آورد!

بنابراین عدم رعایت این امر به منزله زیر پا نهادن همه اصولی است که ناظر به کرامت انسانی ،آزادی و جمهوریت نظام می باشد و پیش از این به آن اشاره شد.

لذا ملاحظه می شود که قانونگذار به موجب اصل 22 قانون اساسی و ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی، تنها در دو مورد یعنی ؛ "فقدان اهلیت قانونی" و "حکم دادگاه صالح"، محروم کردن شهروندان از حقوق اجتماعی و داوطلب شدن برای ورود به حریم قدرت (مجلس شورا، خبرگان رهبری، شورای نگهبان، ریاست جمهوری و...) را مجاز اعلام کرده است. به این اعتبار محرومیت از حق انتخاب شدن یا باید به موجب حکم دادگاه صالح باشد و یا اینکه قانون به صراحت مصادیق افراد فاقد شرایط لازم را بیان نماید و این در حالیست که طبق ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی حتی محکومیت قطعی کیفری در جرائم عمدی هم، محکوم علیه را تنها تا زمانیکه اعاده حیثیت نشده از حقوق اجتماعی محروم می سازد و پس از انقضاء مدت تعیین شده متناسب با شدت و ضعف جرم ارتکابی که حداکثر تا هفت سال پس از اجرای حکم است، رفع اثر می گردد.

وانگهی محروم کردن افراد از حقوق اجتماعی خود با استناد به هر یک از دو مورد فوق الذکر، باید بصورت مدلّل و مستند و مبتنی بر دلایل و مدارک کافی باشد، از همین رو  قانون مقرر می دارد که "كليه مراجع رسيدگي كننده صلاحيت داوطلبان در انتخابات مختلف موظفند صرفاً براساس مواد قانوني و براساس دلايل و مدارك معتبر كه توسط مراكز‌ مسؤول قانوني به مراجع اجرائي و نظارتي ارسال شده است، به بررسي صلاحيت داوطلبان بپردازند و چنانچه صلاحيت داوطلبي را رد كردند بايد ‌علت رد صلاحیت را ...با ذكر مواد قانوني مورد استناد و دلائل مربوط به داوطلب ابلاغ نمايند."

ج- مقام محترم رهبری! با توجه به آنچه بیان شد ؛کیست که نداند مسئولیت اداره کشور و اعمال حق حاکمیت مردم بر سرنوشتشان موضوع دو اصل 6 و 65 قانون اساسی را قوای مجریه و مقننه و خبرگان رهبری منتخب مردم برعهده دارند؟ در این صورت منوط شدن انتخاب و گزینش اعضای این سه قوه و نهاد به اراده و خواست تعداد انگشت شماری از اعضای شورای 12 نفره ایکه بطور مستقیم و غیر مستقیم منصوب شماست و چیره و غالب شدن تصمیم این اقلیت بر اراده و تصمیم هفتاد میلیون نفر ملت ایران چه نسبتی با آزادی ،جمهوریت ،حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود و اداره کشور به اتکاء آرای عمومی به شرح مذکور در اصول بیان شده دارد!؟

اگر برخوردهای قیم مابانه و تصمیم گیری کمتر از 12 نفر بجای 70 میلیون نفر و محدود کردن انتخاب یک ملت بزرگ به اراده و تصمیم شورای نگهبان و دستچین شدگان این نهاد ،سلب کردن حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود و در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دادن آن نیست ،چه معنا و مفهوم دیگری می تواند داشته باشد!؟

بر همین اساس هم در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بدون توجه به مختصّات مورد نظر واضعان قانون اساسی ، تراژدی تلخ و تکراری رسیدگی به صلاحیت داوطلبان شرکت در انتخابات مزبور و اعلام اسامی واجدان شرایط به پایان رسید و همچون گذشته از میان صدها کاندیدای موجود تنها صلاحیت چهار نفر از اعضای دائمی کلکسیون قدرت به تائید کسانی رسید که هنوز صلاحیت خودشان در معرض داوری ملت قرار نگرفته است!

 در این سناریوی از پیش طراحی شده ،دستگاههای مسئول چنان تشجیع شده اند که حتی به خود اجازه ندادند تا بر اساس قوانین مورد تصویب نظام هم نمایش رسیدگی به صلاحیت ها را کامل به اجراء در آورده و رد صلاحیت و دلایل آنرا به داوطلبان محذوف اعلام نمایند!

تکرار این سناریو در موسم انتخابات مجلس شورای اسلامی ،مجلس خبرگان رهبری و اخیرا در انتخابات ریاست جمهوری و سلب کردن حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود و آنرا به خدمت منافع کسانی در آوردن که از رانت حکومت به قدرت رسیده اند ،چنان ملال آور و تاسف برانگیز شده است که دیگر کمتر کسی به انجام اصلاحات و آینده ای نوین دل می بندد و کسانی هم که در مراسم موسوم به انتخابات شرکت می کنند بعضا از روی اضطرار و اکل میته و با هدف پناه بردن به بد از بیم بدتر است ،حال آنکه یک انتخابات واقعی و سرشار از امید به آینده بهتر و منطبق بر مختصات و مطالبات مورد اشاره ،باید بنحوی تدارک دیده شود که اداره کشور به اتکاء آرای عمومی به مفهوم واقعی آن و به شرحی که در قانون اساسی آمده است تحقق یابد!

جنابعالی و همه کسانی که در طول 30 سال گذشته در مصدر امور قرار گرفته اند ،فراموش نکرده اند که در ابتدای انقلاب با حداقل تجربیات مدیریتی و اجرائی این امکان را یافتند تا در مصدر امور قرار بگیرند. اما اکنون که 30 سال از انقلاب می گذرد شورای نگهبان منصوب شما به کمک ابزار ضد جمهوریت نظارت استصوابی ،حتی افرادی را هم که از 30 سال تجربه و سابقه درخشان برخوردار و واجد شرایط و صلاحیت های مذکور در قانون خود تصویب کرده هستند ،از امکان کاندیداتوری برای سمت های انتخابی محروم می کند! بدیهی است مادامیکه شورای نگهبان به عنوان قیّم ملت با غربالی بنام نظارت استصوابی که منافذ مشبّک آن روز به روز ریزتر از گذشته می شود ،حق انتخاب شدن و انتخاب کردن ملت 70 میلیونی را به اعضای یک کلکسیون چند نفره محدود می نماید ، جمهوریت نظام بیشتر به یک شیر بی یال و دم و اشکم شبیه است تا جمهوریت به عاریت گرفته از جوامع مدنی! به همین دلیل انتخابات ریاست جمهوری در ایران نه تنها در حد استانداردهای بین الملی نیست بلکه حتی با استانداردهای انتخاباتی کشورهائی نظیر پاکستان ،زیمباوه و افغانستان هم قابل مقایسه نمی باشد!

اگر واقعا سرنوشت محتوم ملت ایران این است که همواره آزموده ها را بیازمایند و از میان یک ملت بزرگ 70 میلیون نفری ،تنها سوگلی های دائمی قدرت که کارنامه درخشانی هم از خود برجای نگذاشته اند ،استحقاق نامزدی ریاست جمهوری را دارا شوند باید به حال این ملت گریست!

مادامیکه که شورای نگهبان از طریق نظارت استصوابی خود حصاری به گرد جمهوریت و حکومت می کشد و برخلاف کشورهای دموکراتیک که گردش نخبگان در آن نامحدود است ،گردش قدرت در یک جمعیت 70 میلیون نفری را صرفا محدود به نورچشمی های هیات حاکمه و آندسته از نخبگان ابزاری می کند که در 30 سال گذشته نوعا با رانت حکومت به قدرت و ثروت رسیده اند و وضع موجود نیز کم و بیش نتیجه عملکرد آنهاست ،این پرسش برای امثال حقیر مطرح می شود که این روند چه نسبتی با جمهوریت و آزادی و اصول مورد اشاره قانون اساسی دارد و اصولا چه تفاوتی میان این شیوه از اداره کشور با حکومت هائی است که بصورت ملوک الطوایفی و یا الیگارشی اداره می شوند. اساسا آیا تمرکز بیش از 80 درصد قدرت و اختیارات کشور در دست یک فرد و ارکان منصوب وی در آینده نمی تواند زاینده استبداد باشد؟

جناب آقای خامنه ای! به شهادت اصول؛ 2 ،3 ،6 ،9 ،56 و 177 قانون اساسی ،ارزش هائی نظیر ؛نفی هرگونه ستمگری و سلطه گری ،محو هرگونه استبداد ،خود کامگی و انحصار طلبی ،رفع تبعیضات ناروا ،تساوی عموم در برابر قانون ، آزادی ،جمهوریت ،احترام به کرامت والای انسانی ،تمکین از حق حاکمیت انسان ها بر سرنوشت خود و اداره کشور به اتکاء آرای عمومی مهمترین مولّفه های مبانی نظام جمهوری اسلامی را تشکیل می دهند. در اینصورت نهادی که با توسّل به ابزار مهلک نظارت استصوابی خود عملا این سلسله از مبانی نظام را نادیده می گیرد آیا می تواند مرجع و خط کش معتبر و صالحی برای تشخیص اعتقاد و التزام عملی کاندیداها به مقولاتی مانند؛ نظام ،مبانی نظام و قانون اساسی باشد؟

خود می دانید که قدرت کنونی شما مرهون جانبازی و جانفشانی کسانیست که از عزیزترین سرمایه های خود گذشتند و آنرا نثار کردند تا تمامیت ارضی و جمهوریت و اسلامی بودن نظام تضمین شود. فیلتری که شورای نگهبان منصوب شما ایجاد کرده است ،چنان تنگ است که حتی جانبازانی مانند دکتر رضا جلالی با 70 ماه حضور در جبهه و جانبازی بالای 70 درصد هم تنها بدلیل زبان سرخشان قادر به ورود به خانه ملت نمی شوند و چنان گشاد است که حتی بعضی از افراد زن باره و کسانی که آشکارا متصل به مافیای ثروت و قدرت نامشروعند براحتی از آن عبور می کنند!

پارادوکسی که بیش از هرچیز مرا رنج داده و متاسف می نماید این است که رسیدگی به صلاحیت ملت و رد صلاحیت فرزندان انقلاب با برچسب هائی مانند عدم اعتقاد و التزام به اسلام و مبانی آن ،توسط گروه بسیار کوچکی صورت می گیرد که نه تنها هنوز صلاحیت و اعتقاد آنان به جمهوریت نظام در معرض قضاوت و تائید ملت قرار نگرفته است بلکه سرسلسله و دبیری آنرا فردی مانند جنّتی بر عهده دارد  که فرزندش حسین پس از اعلام جنگ مسلحانه مجاهدین خلق علیه جمهوری اسلامی به حمایت از این سازمان برخاسته و باتهام محاربه با نظام و کشتار مردم ،در درگيريهاي 19 بهمن 60 بدست پاسداران کشته شد و عروسش فاطمه سروری نیز به خارج از کشور متواری و در آنجا به عنوان مسئول یکی از نهادهای اجرایی سازمان مجاهدین خلق به فعالیت علیه نظام جمهوری اسلامی ادامه می دهد!

د- حضرت آقای خامنه ای! در سفر اخیرتان به کردستان در تبیین شاخص های مهم انتخاب صالح ترین رئیس جمهور خطاب به ملت توصیه فرمودید کسی را برگزینید که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند و از درد مردم احساس درد کند، با مردم یگانه و صمیمی باشد، ساده زیست باشد و خود و خانواده و نزدیکانش از فساد و اشرافی گری و اسراف دور باشند. و در ادامه به مردم توصیه کردید که "دنبال حداکثر باشید بهترین را انتخاب کنید" در شرایطی که نهاد تحت امر شما انتخاب مردم را به دایره تنگ منتصبین تحمیلی خود و انتخاب میان بد و بدتر محدود کرده است ، انتخاب مردم بر اساس تشخیص خود و تامین نظر شما چگونه متصور است!؟

صرفنظر از دیدار شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما با جنابعالی ،شنیده ام که حتی در ملاقات گروهی از فرماندهان سپاه و همچنین جناب آقای کروبی با شما در وصف حقیر هم اشاراتی داشته اید که ان شاء الله منطبق بر همان ویژگی هائی است که در کردستان بر رعایت آن تاکید ورزیده اید، مایلم بدانم که بجز ویژگی هائی نظیر انقیاد و اطاعت محض در برابر حضرتعالی و اتصال به دو منبع ثروت و قدرت ،کاندیداهای تائید صلاحیت شده این دوره و دوره های پیشین چه برتری و امتیازی نسبت به داوطلبانی نظیر بنده داشته اند که آنها از سوی شورای نگهبان منصوب شما واجد شرایط تشخیص داده می شوند اما برخلاف قانون به دیگران حتی رد صلاحیت و دلایل آن هم ابلاغ نمی شود و مهمتر از آن مایلم بدانم که حقیر فاقد کدامیک از شاخص هائی است که در دیدار با مردم کردستان بیان کرده اید!؟

آیا در قاموس شورای نگهبان برخورداری نامزدهای ریاست جمهوری و یا نمایندگی مجلس از ویژگی هائی نظیر ؛سواد و تحصیلات عالی ،جسارت و آزادگی ،استقلال و عدم سرسپردگی ، ارزشگرائی و ساده زیستی و اکتفا کردن به حداقل های زندگی ،تجارب و سوابق انقلابی و مدیریتی ،مردمداری و نداشتن کوچکترین نقطه ضعف مالی و اخلاقی ،پیشگامی در فسادستیزی و دفاع از منافع ملی و تمامیت ارضی و نیز اجتناب از حرامخواری ،نشانه عدم صلاحیت اوست!؟

شاید تنها جرم امثال بنده این است که در دوران خدمت و خصوصا هشت سال نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی بجای سرسپردگی در برابر ارکان قدرت تنها سخنگوی مردم بوده ایم و سخنان فرو خورده آنانرا بر زبان جاری ساخته ایم و فقط برای آنان گریبان چاک داده ایم و اگر این است یقین بدانید تا زنده ام هرگز خفت سرفرود آوردن در برابر قدرت های زیاده خواه را بجان نخواهم خرید!

مقام رهبری خود نیک می دانند که "عدالت" مادر آزادی و انیس و گوهر اصلی دین الهی است و در واقع آنچه به جمهوری اسلامی ارزش می دهد، میزان پایبندی زمامداران و کارگزاران این حکومت به عدالت و آزادی است و اگر اسباب رنجش خاطر شما را فراهم نمی سازد باید به این واقعیت تلخ اشاره کنم که مهمترین تفاوت میان شما و قدیسان صدر اسلام  که خود را ادامه دهنده راه آنها می دانید در این است که قدیسان مذکور  و بسیاری از حواریّون آنها نه تنها هرگز عدالت را به پای مصلحت ذبح نکردند بلکه خود را نیز شهید راه عدالت کردند تا عدالت با همه زیبائی هایش پابرجا بماند ،اما در کمال تاسف مشاهده می شود که شورای نگهبان منصوب شما چنان بی پروا و تبعیض آمیز عمل می کند که بنظر می رسد در چالش میان عدالت و مصلحت ،همواره عدالت باید به پای مصلحت قربانی شود تا شاید از این طریق چند صباحی هم منافع و تمنیّات بعضی از افراد و گروههای مورد نظر تامین شود!

قهرا مادامیکه اوضاع به همین منوال ادامه دارد و جمهوریت این چنین مورد تعرض واقع می شود نظام جمهوری اسلامی بسان کشتی بادبان شکسته و برگل نشسته ای است که بجای پیشروی در اقیانوس امید بتدریج در کام خودخواهی ها فرو می رود و دیری نخواهد پائید که دیگر اثر و نشانی از آن باقی نخواهد ماند و این یعنی ظلم ناروا در حق صدها هزار شهید و جانبازی که از جان خود گذشتند تا جمهوری اسلامی را در کنار ساحل امنی مستقر سازند.

جناب آقای خامنه ای مقام محترم رهبری! از آنجا که جنابعالی بر مسند ولایت مطلقه فقیه تکیه زده اید و قدرت لایتنهاهی در دستان شما متمرکز شده است ،قهرا مسئولیت هرگونه انحراف شورای نگهبان از قانون اساسی و آرمان های نخست انقلاب و به مخاطره افتادن جمهوریت و اسلامی بودن نظام و ظلمی که این شورا در حق مردم روا می دارد متوجه شخص شماست و این امر می تواند در تنافر با برخی از شرایط و صفات رهبر به شرح مذکور در اصول 109 و 111 قانون اساسی قرار گیرد!

  و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

                                                                                                            اکبر اعلمی

                                  کاندیدای محذوف دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری

  1388/3/12     

 

 

منبع : http://www.akbaralami.com/index.php?option=com_content&task=view&id=237&Itemid=71
تاریخ انتشار : 1388/03/12 | تعداد نظرات شما : 79 | نسخه قابل چاپ
نظرات خوانندگان
       • واقعا عالی بود. واقعا سخته که طبقه ای به یک ملت حکومت کنه که ... پایینتر از متوسط ملتش باشه و تازه فکر کنن ملت هم مثل خودشونه.یاشاسین اعلمی
فرستنده : وطن تاریخ ارسال : 1389/06/12
پاسخ به شما :
       • biz sizeh chok iftikhar eylirokh
فرستنده : sahand` تاریخ ارسال : 1389/05/20
       • احسنت به این شجاعت
فرستنده : بهنام تاریخ ارسال : 1389/03/06
       • بینی و بین ا... اگر شما نمایده مجلس می شدید دوباره آیا دم فرو نمی بستید مثل خیلی ها؟!
فرستنده : آرشین ادریسیان تاریخ ارسال : 1389/03/04
پاسخ به شما : مدیرسایت:گذشته و حال آقای اعلمی پاسخ شماست!
       • آقای اعلمی خداوند به شما طول عمر با عزت عطا نماید. درود بر شرافت و عزتت که آن را به هیچ چیز نفروختی...
فرستنده : دانشجو تاریخ ارسال : 1389/02/28
       • جناب آقاي اعلمي از شهامت و صراحت شما در اين وانفساي چاپلوسي و دروغ خوشم مي آيد.نترسيديد كه به جرم محاربه و كفر گويي تكه تكه كنند.آقاي اعلمي شما در اين نامه اشتباه كرديد ....انتقاد از او مساوي مرگ است واين در حالي است كه پيامبر در اواخر عمرش اجازه داد حتي آن اعرابي شلاقش هم بزند.در فتح مكه بدترين دشمنانش را بخشيد و كسي را به خاطر اينكه به او سنگ زده بودند بازخواست نكرد.آنطور كه من فهميدم از اينكه صلاحيت شما براي رياست جمهوري ردشد بسيار ناراحت هستيد،خدارا شكر كنيد كه آلوده آن كرسي نشديد ولعنت ملت را بر خود نخريديد.بلي موسوي هم آش دهان سوزي نبود به قول شما آن همه اعتراض نشانه به تنگ آمدن مردم بود .احمدي نژاد تنهااتكايش به سپاه و [آقای]خامنه ايي و صداوسيماست و عجيب است كه در دوران خاتمي صداوسيما از گراني ها گله ميكرد ولي در اين دوره لفظ اصلاح و واقعي شدن قيمتها را جايگزين آن كرده است.بلي ... اليس الصبح بقريب
فرستنده : يك شهروند تاریخ ارسال : 1389/02/28
پاسخ به شما :
       • نامه خوبي بود.من به شخصه معتقدم تندروي هاي دو جناح كشور باعث بوجود آمدن اين همه مشكلات در كشور شده و اهداف بلند انقلاب و شهداي آنرا به خطر انداخته است و اگر رهبراني مثل مرحوم آيت الله طالقاني و روشنفكراني مثل مرحوم شريعتي و مطهري و دانشمندان و عالماني كه ايمان و علم را با هم تلفيق كرده و نه متحجر بوده و نه علم را براي حركت كافي مي دانند كه مثاال اعلاي همچين عالمي مرحوم علامه جعفري بودند كه با وجود همچون اشخاصي كار انقلاب به اينجا نمي كشيدو اينكه به قول مرحوم طالقاني كه گفته بودند اگر وضع به همين منوال (در سال 1358) پيش برود استبداد ديني بر جامعه حاكم ميشود كه علايم ان به روشني مشاهده ميشود.نه مثل احمدي نژاد كه مي خواهد كار كند ولي با تحجر و نبود علم و از طرف ديگر در آن طرف هاشمي رفسنجاني كه زماني متحجر بوده و طرفدار حكومت روحانيان بوده و حالا طرفدار مردم شده و معلوم نيست نيت او از اين كار حفظ قدرت و اموال اولاد خود است واقاي موسوي به نظر ميرسد ساذگي كرده با اينها متحد شده واميدوارم به روشني خط خود را از اين افراد جدا كندو به حرفهاي خوب خود عمل كند و مثل آقاي خاتمي نباشد كه حرف خوب ميزد ولي در عمل كار زيادي نتوانست انجام دهد و افراد دور و بر او اكثرا به فكر ثروت وقدرت و يا تفكرات غربي داشتند ومعتدل نبودند بودند و همين باعث شكست اصلاحات شدو امدوارم افرادي مثل آقاي اعلمي در بين اين گروه زياد شود و با اعتدال و صداقت از اين مشكلات رهايي يابيم.
فرستنده : رضا تاریخ ارسال : 1389/02/23
       • جناب آقای دکتر اعلمی عزیز واقعا زیبا وپسندیده نوشته بودید ومرا به یادحرف اقای زرهی انداختی که می گفت رژیم جمهوری اسلامی بعضی را خودی وبعضی ها را غیر خودی میداند سنی ها که نزدیک یک سوم جمیعت ایران را تشکیل میدهند هیج جایگاهی در جمهوری اسلامی ایران را ندارند امیدوارم همه ی ما ها به این درک برسیم که ارزش بهترین ها را انچنان که شایسته ی انهاست بدانیم.
فرستنده : میرزایی تاریخ ارسال : 1389/02/22
پاسخ به شما :
       • 1- این نامه که قدیمی است چرا دوباره اومده تو بالاترین 2- از اون آدمایی که وقتی اعلمی مطلب میده فورا آذربایجان و تبریز و ترک یادشون میاد حالم گرفته میشه .بابا دنیا شده یه دهکده ما ایرانیها هنوز ترک و لر و فارس و ... زمزمه میکنیم . در ضمن آقای اعلمی محبوبیت در بین بقیه ایرانیها هم داره . البته یه کم تندرو و احساساتی است به جای سیاسی بودن 3- قانون اساسی پر است از تناقض .بهترین کاری که میتوان وباید کرد اینست که رفراندوم برگزار کنیم
فرستنده : رضا تاریخ ارسال : 1389/02/11
پاسخ به شما : مدیرسایت: متوجه منظورتون در بند 1 نشدم!
       • احسنت،احسنت،احسنت همين
فرستنده : بی نام تاریخ ارسال : 1389/02/10
       • Maro k in hokomat avareh va badbakht kard vali omidvaram khoda yek rooz javabe in ... ra bedahad.khosda yaretan
فرستنده : afshin تاریخ ارسال : 1389/02/10
پاسخ به شما :
       • درود بر شرفت ای بزرگ مرد. واقعا نامه جالبی بود
فرستنده : rahe sabz تاریخ ارسال : 1389/02/10
       • فکر نمیکنم هیچ رهبر سیاسی در طول تاریخ و در تمام جهان، طی‌ این دوره حکومت ، به این تعداد نامه از زبده‌ترین متفکران کشور دریافت کرده باشد.نامه آقای اعلمی شاید آخرین نامه تا کنون باشد اما دیگرانی هم بودند که‌ای بسا نامه‌های صریح تر و موثر تری هم نوشته اند اما چه شد؟. آیا تأثیری کرد. رهبر توجهی‌ به این پندها ندارد. یکی‌ از صدمات قدرت ... خود ...‌ است. در نوع شدیدترش این خود... به گروه منتخب یا منتصب حاکم مطلق نیز تسری میکند، یعنی‌ ایشان این گروه را دستچین میکنند،اینها کسانی هستند که از نظر فکری و عقیدتی همسو با حاکمند و تمامی این تیم از بالاترین مقام تا نازل ترینش همه در خدمت یک هدفند و رسیدن به آن هدف تنها مقصود و منظور است، و رسیدن به آن هدف به هر وسیله ای مجاز است. شما هرچه از اخلاق و قانون و اسلام و شیوه معصومین بگویید باد و هواست. [برای بعضی از اینها] ...هر هدفی‌ که دارند، از سر تا تهش جایی‌ برای مردم و منافع و مطالباتشان نیست. [برای بعضی از اینها]مردم و کلّ کشور ایران تنها وسایلی‌ هستند که آنها در قدرت باقی‌ مانده به ... برساند و هر از گاهی جنجالی بیافرینندتا توده عوام را با ترساندن از دشمنان واهی بر ضرورت استمرارشان در قدرت مجاب کنند، و در وقت ضرورت هم از آنان به عنوان گوشت دم مسلسل استفاده بهینه نمایند. ... [برای بعضی از اینها]تا آنجا که بتوانند در قدرت میمانند و روزی که نتوانند شما پیدأشان نخواهید کرد، مگر اینکه چند خرده پا را بیابید که جرمشان از مصادیق ذوب در ولایت است. دلیلش هم مفاسد و جنایاتی است که تحت لوای این قوم ...رو خواهد شد. برای آنان که به این نظریه شک دارند، سئوالاتی دارم. چرا به جای تمکین از خواست معترضان به نتیجه انتخابات و بر رسی‌ صادقانه و در صورت توجه به تعدادی از هزاران دلیل در باب تقلب، آرایه ابطال انتخابات و رای گیری مجدد در فضایی سالم که هزینه‌ای نداشت هیچ منافع سیاسی داخلی‌ و خارجی‌ فراوانی هم داشت ، آقایان فرمان حمله بگیر و ببند تیر اندازی به مردم بی‌ دفاع، دادگاه‌های نمأیشی و جرائم واهی به روزنامه نگاران و فعالان احزاب و دانشجویان و طلاب معترض را صادر کردند و هنوز هم ادامه میدهند؟ با یک رفراندوم که حق مسلم هر ملت آزاده ایست مخالفند و با قبول تمام هزینه‌های آن البته از جیب و جان مردم با گلوله در مقابل آن ایستادگی میکنند؟
فرستنده : ساویز دیلمی تاریخ ارسال : 1389/02/10
پاسخ به شما :
       • "برای اینکه بت پرست نباشی کافی نیست که بت ها را شکسته باشی، باید خوی بت پرستی را ترک گفته باشی" نیچه من اعتقاد دارم بیشتر ما ایرانی ها خوی پرستش داریم. بت فقط یک مجسمه نیست، انسان هم می تواند بت ما باشد. این خوی اجازه تفکر منطقی و بحث را از ما می گیرد. دوست عزیزی که به آقای اعلمی گفتید شما به اندازه مقام معظم رهبری نیستید که ایشان را اینگونه خطاب می کنید، مگر ایشان آقا را چگونه خطاب کرد؟ مردم عرب پیغمبر خدا را "محمد" و بعدها "رسول الله" خطاب می کردند حتی بعد از به دست گرفتن قدرت و حکومت. مگر "رهبر محترم" گفتن عیبی دارد؟ تا کی باید این خوی را داشته باشیم؟
فرستنده : سید هادی توسلی تاریخ ارسال : 1389/02/10
       • IRAN is proud of you Yass USA
فرستنده : بی نام تاریخ ارسال : 1389/02/10
پاسخ به شما :
       • "برای اینکه بت پرست نباشی کافی نیست که بت ها را شکسته باشی، باید خوی بت پرستی را ترک گفته باشی" نیچه من اعتقاد دارم بیشتر ما ایرانی ها خوی پرستش داریم. بت فقط یک مجسمه نیست، انسان هم می تواند بت ما باشد. این خوی اجازه تفکر منطقی و بحث را از ما می گیرد. دوست عزیزی که به آقای اعلمی گفتید شما به اندازه مقام معظم رهبری نیستید که ایشان را اینگونه خطاب می کنید، مگر ایشان آقا را چگونه خطاب کرد؟ مردم عرب پیغمبر خدا را "محمد" و بعدها "رسول الله" خطاب می کردند حتی بعد از به دست گرفتن قدرت و حکومت. مگر "رهبر محترم" گفتن عیبی دارد؟ تا کی باید این خوی را داشته باشیم؟
فرستنده : سید هادی توسلی تاریخ ارسال : 1389/02/10
       • با سلام به اقای اعلمی من اسما مسلمان هستم برای اولین بار سایت شما امدم بحثها بسیار جالب است برای من یک سوال پیش امد مگر ما گوسفند هستیم که احتیاج به جوپان داشته باشیم دیدید که چگونه افتضاه کلیسا وکشیشها در امد حال اگر اخوندها بمردم اذادی بدهند گند کار انها هم درخواهد امد همانطور که تا حالا در امده است وخدا عقل را برای چه داده است با تشکر
فرستنده : اایرانی تاریخ ارسال : 1389/02/10
پاسخ به شما :
       • درود بر شرفت
فرستنده : سبز تاریخ ارسال : 1389/02/10
       • سلام بر استاد ارجمندم جناب اقای علمی به شما تبریک میگم استاد به خاطر نثر صریحی که دارید زنده باشید و سال خوبی داشته باشید و از این نامه خوشحال شدم .که نوشتید .به امید پیروزی
فرستنده : seid reza تاریخ ارسال : 1389/02/10
       • besiar khoob bood. amma ...
فرستنده : reza تاریخ ارسال : 1389/02/10
پاسخ به شما :
       • نوشتن این نامه ها فایده نداره.... کاریش هم نمیشه کرد.
فرستنده : Eric Calabros تاریخ ارسال : 1389/02/10
پاسخ به شما :
       • بسمه تعالي جناب آقاي دكتر اعلمي واقعاً از نامه شما بسي مسرور شدم. شما نداي به حق مردمي هستيد كه نمي توانند اعتراض كنند و هر وقت حرف مي زنند به عناوين مختلف مجرم شناخته مي شوند، البته با اين تعابير شخصي كه از جمهوريت مي شود و در نظامي كه هم منادي جمهوريت است و هم اسلامييت حتي جوابي به نامه بسيار متين شما داده نمي شود وحتي اگر شما اشباه و غلط هم نوشته باشيد بايد يكي جواب مي داد ! واقعاً همان بهتر كه رييس جمهور نشويد! و بيش از اين خون دل نخوريد! چون افراد كاردان و شجاعي چون شما هم عملاً تا زماني كه جمهوريت بصورت دست و پا شكسته تعبير مي شود و اسلاميت هم كه فقط چند نخبه خاص مي دانند يعني چه؟ و عوام بيچاره هم رهروان اين راهن معلوم هستند ، كاري از پيش نخواهيد برد. نمي دانم آيا جوابي تاكنون براي نامه يتان گرفته ايد يا نه؟ ولي كاش يك نفر به اين نامه جواب مي داد آنهم بي سفسطه و همينطور رك آخه آدم نظرات برخي هموطنان را كه مي خونه واقعاً تعجب مي كنه از اين همه بازي با كلمات و اينكه مي خواهند از واقعيات فرار كنند و مثلاً به نامه شما گير مي دهند كه خود شما به اصل ولايت فقيه كه در قانون آمده اعتنا نكرديد و لذا خود شما قانون گريز هستيد واقعاً نمي دونم شما كه اين تيپ استدلال ها رو مي بينين چه حالي بهتون دست مي دهد من كه كاملاً سر درد گرفتم و هنگ كردم. خداوند محافظ همه انسانهاي آزاده و شجاع باشد.
فرستنده : يك شهروند ايراني تاریخ ارسال : 1389/01/29
پاسخ به شما :
       • با خواندن نامه شما به رهبری اشک در چشمانم حلقه زد. به خدا که در دل همه آزادگان و ملت شریف ایران را گفتید.با دیدن این نامه امیدوار شدم که هنوز مردان شجاعی هستند که در پی احقاق حق ملت و اجرای صحیح قانون اساسی هستند. در آخر میخواستم بداند رهبری پاسخی دادند؟
فرستنده : آرش تاریخ ارسال : 1388/12/28
پاسخ به شما : به این نامه تاکنون هیچکس پاسخی نداده است و روزنامه های اصلاح طلبان وطنی و حتی پایگاه های اینترنتی آنها مانند کلمه و سحام نیوز که پس از انتخابات وانمود می کنند که مدافع آزادی و حقوق ملت هستند، حتی از درج آن خودداری کردند. البته سحام نیوز بنا به دلایلی که بعدها در قالب یک یادداشت و خاطره به آن اشاره خواهم کرد، یکساعت این نامه را در سایت قرار داد و بلافاصله آنرا حذف کرد!
       • سلام.بسم الله الرحمن ارحيم بسم رب شهدا و صديقين بنام نامي آذربايجان قسم. به خاك پاك آذربايجان قسم. به شيرمردان و شير زنان آذربايجان قسم.به مادران عالم پرور قسم و سوگند بر آنكس كه سوگند را مقدس شمرد آنچه پيروز است و پيروز ميماندسخن حق است حق .
فرستنده : آذر تاریخ ارسال : 1388/12/26
       • تاریخ قضاوت میکند برادر سحر نزدیک است
فرستنده : بنده تاریخ ارسال : 1388/12/11
       • مواضعتون جالب و قابل تامل است اما کو گوش شنوا؟؟؟!!!!
فرستنده : fa تاریخ ارسال : 1388/12/10
       • بنام خدايي كه راههاي سخت را وتاريكي انديشه را براي روشنايي انديشيدن به ما هديه اسماني كرده شاكرم از خداوند مهرباني كه مرا .همه رادوست دارد ورعد وبرق روشنايي را برتاريكي من مثل تير شفا بخش به روشنايي مي برد درتمام توان سينه جهل ريا تزوير ظلم را راي نشانه گرفتن تير بيداري وقربت به پروردگارچاك مي كنم تا درخواب بنده گي بندگان بودن فرو نروم تا رستگار شوم با ديصميم قلب در محضر الهي از شما سپاسگزارم كه با شجاعت خود هوشياري وبيداري را در من زنده مي كني اين است است الطاف الهي كه به مردم داده وبراي باليدن برروي خطهاي قرمز شهادت آزموده مي شويم تا او را بهتر بيابيم. ودر خاتمه ارزودارم كه درگير مسئوليت ومقام نگردم كه خد را بسيار دوست دارم والبته خداوند قادر است وبي نياز وتكليف ما نجات خود از تاريكي السلام عليكم ورحمه الله وبركات .....
فرستنده : بندگي تاریخ ارسال : 1388/12/06
پاسخ به شما :
       • انچه اعلمي را متمايز ساخته به نظر بنده ضريب هوشي بالادركي عميق از ظرافتهاي مسايل سياسي.مسبوق به تجربيات ايشان.تعهد.و به نظر من در درجه اخر از اهميت ونه به جهت ميزان.شجاعت ايشان.كه سبب شده عكس وي را بالاتر از محمد علي جناح.مائو.احمدشاه مسعود.كلينتون اقا و البته نه از شيخ حسن نصرالله نصب كنم.البته 1چيز ديگه.بزنم به تخته خوش تيپتر از تمام رجال.بازم البته نه از مرحوم نوربخش!!!
فرستنده : عبدالقسام اغ اسماعيلي تاریخ ارسال : 1388/12/03
       • سلام آقای اعلمی وقتی که دروغ پردازی های رسانه های داخلی درباره دموکراسی واقعی(به نظر خودشان) را م بینم و می شنوم دلم برای خواندن مطالب سایت شما تنگ می شودو دوباره و شاید چندین بار مطالب سایت شما مخضوصا" نامه به مقام رهبری آقای خامنه ای را مطاله میکنم بر خود و مردم ایران حسرت می خورم که آیا در علم جامعه شناسی سیاسی منظور از حقوق شهروندی و دمکراسی یعنی این؟
فرستنده : محمد تاریخ ارسال : 1388/12/03
       • نتیجه عملکرد هر حکومتی را میتوان از وضعیت فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی و ... آن سنجید . حاصل حکومت ولایی : دین گریزی بویژه در نسل جوان ، سقوط ارزش های اخلاقی در جامعه ( دروغ ، ریا ، دزدی ، کلاهبرداری ، از بین رفتن حس اعتماد و ... ) معضلات اجتماعی مانند : افزایش دزدی ، رشوه ، پارتی بازی ، فرار مالیاتی ، فقر ، اعتیاد ، فحشاء ، بی ارزش شدن مدارج تحصیلی و دانشگاهی ، و... ) کاهش آزادی های مدنی : مانند تحریم و تحدید نشریات ، ممنوعیت تلویزیون خصوصی و آزاد ، و در یک کلام محودیت آزادی بیان و حق انتقاد و اعتراض به حکومت و در زمینه بین المللی : بی اعتبار شدن ایرانیان در عرصه های جهانی و نگاه تروریستی به ایرانی و دهها و صدها مشکلی از این دست ، محصول حکومتی است که میخواست معنویت به مردم و جامعه ببخشد !!! این بود معنویت ؟؟؟ یاشاسین آذربایجانین قوچ اییدی : اعلمی
فرستنده : قمارباز تاریخ ارسال : 1388/11/07
       • با احترام و عرض ادب به انسانی ازاد اندیش و مبارز نامه حاوی مطالب اموزنده ای برای دوست داران قدرت بود. امید وارم.ملت قدردان ازاد اندیشی و روحیه ظلم ستیزی شما را در حد قابل ارج نهد و همیشه شما را در کنار ملت ببینیم. امرتان جاوید و راهتان پر رهرو
فرستنده : محمد اندیشه پرور تاریخ ارسال : 1388/11/03
       • اول رد صلاحیت اصلحان و بعد هم تقلب ! عجب روزگار غریبی است ... واقعا باعث افتخارید آقای اعلمی ... برای نه تنها آذربایجان بلکه هر ایرانی !
فرستنده : فریبرز تاریخ ارسال : 1388/11/03
       • اول رد صلاحیت اصلحان و بعد هم تقلب ! عجب روزگار غریبی است ... واقعا باعث افتخارید آقای اعلمی ... برای نه تنها آذربایجان بلکه هر ایرانی !
فرستنده : فریبرز تاریخ ارسال : 1388/11/03
       • دست مریزادl
فرستنده : ggg تاریخ ارسال : 1388/11/01
       • در جواب آقای جواد . اولا من هم مثل مدیر محترم سایت برای آدمهای ... مثل شما متاسفم.ثانیا شما ها ازمکتب امام حسین فقط به سروسینه زدن را اموخته ایدوحقیقت مکتب حسینی راازیاد برده ایدو تشیع شما تشیع صفوی است که به قول دکتر شریعتی مفاتیح را برقرآن ارجح می داند.امیدوارم خدا هدایتتان کند.وبه جهل ابو موسی اشعری های زمان گرفتار نشوید.
فرستنده : alpay تاریخ ارسال : 1388/10/20
پاسخ به شما :
       • عجب مطلبی .درود برشما.حقاکه فرزند برومند آذربایجان هستید.آن شعار (آذربایجان تاریخینین ایشیقلی اولدوزی )برازنده وجود شماست.
فرستنده : alpay تاریخ ارسال : 1388/10/19
پاسخ به شما :
       • خدا شماها را اگر قابل هدابت نيستي رسوا بگرداند الهي امين
فرستنده : زكي خاني تاریخ ارسال : 1388/10/18
       • در پاسخ به میثم ش که مراحل انتخاب ولی فقیه را ذکر کردند و در تهایت تقصیر را به گردن مردم انداختند باید عرض کنم گویا فراموش کرده اند که خبرگان را همان شورای نگهبانی تایید صلاحیت می کند که خود ولی فقیه مستقیم یا غیر مستقیم تاییدشان کرده. در واقع ... از طریق شورای نگهبان فقط صلاحیت کسانی را تایید میکند که ایرادی به روش حکومتداری ایشان نگیرند و فقط ثنا گو باشند. درواقع یکی از اشکالات اساسی قانون اساسی ما همین دوریست که نظارت بر ولی فقیه را ضعیف کرده یا کاملا حذف می کند. اما درمورد نامه باید گفت که همانطور که شما اصولی از قانون اساسی را به شهادت میگیرید که با این روش حکومت داری نقض میشوند اصول فراوان دیگری هم هست که این روش را کاملا توجیه می کند.اصولا این نظارت استصوابی نیست که آزادی انتخاب شدن و یا انتخاب کردن را محدود می کند این خود قانون اساسییست که با بستن یک طبق موازین اسلامی به ناف هربند آزادیها را محدود کرده است. وگر نه چون طبق قانون تفسیر قانون بر عهده شورای نگهبان است و قانون اساسی هم با اطلاع از نحوه انتخاب شورای نگهبان این وضیفه را برعهده این شورا گذاشته و شورا هم دلش خواسته نظارت را استصوابی تفسیر کند پس کاملا هم طبق قانون اساسی رفتار کرده.در واقه قوانین بالادستی قانون اساسی قوانین پایین دستی مثل همان اصولی که شما ذکر کردید را متاثر میکند. خوردن گوشت میت در صورت اضطرار قانون بالا دست حرمت خوردن گوشت میت است. تفسیر شورای نگهبان هم همینطور اگر شورای نگهبان تفسیر کند نفی استبداد و ظلم ستیزی یعنی فقط مثلا نفی استبداد شاه نه استبداد ...کارش کاملا قانونیست.
فرستنده : elham تاریخ ارسال : 1388/10/16
پاسخ به شما :
       • جناب آقای دکتر اعلمی سلام بر شما خداوند پشتیبان شما باشد و عمر باعزت بشما بدهد دکتر عباسعلی امیدی استاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد
فرستنده : دکتر تاریخ ارسال : 1388/10/14
       • جناب آقای دکتر اعلمی سلام بر شما خداوند پشتیبان شما باشد و عمر باعزت بشما بدهد دکتر عباسعلی امیدی استاد دانشگاه دانشگاه علوم پزشکی مشهد
فرستنده : دکتر تاریخ ارسال : 1388/10/14
       • خطاب به [بعضی از]آقایون بسیجی که ادعادارن کاش زمان امام حسین بودن وازحق دفاع میکردن: شماازکجامطمئن هستین که باامام حسین میشدین؟ذوق نکنین الان که پشت ... وایستادین برااینه که براتون نون وآب داره اما باامام حسین بودن چیزی جزشهادت نداره. به قول گفتنی این دغلبازان که میبینی مگسانندگردشیرینی
فرستنده : جرس(جنبش راه سبز) تاریخ ارسال : 1388/10/10
پاسخ به شما :
       • از مدیر محترم سایت تقاضا می کنم که نظرات کاربران سایت قبلی در مورد این نامه را هم که بالغ بر 100 یادداشت بوده است، به اینجا منتقل نمائید.
فرستنده : محمود تاریخ ارسال : 1388/10/10
       • این نامه حرف دل بیشتر مردمه...کسایی که قبلا از این نامه ها برای ایشان نوشتند یا سر از اوین دراوردند و یا در اثر عوارض قلبی و گاهی مسمرمیت به دلیل مصرف دوز بالای داروهای مصرفی بشکل کاملا تصادفی به رحمت خدا رفتند. امیدوارم خدا شما برادر شجاع رو در کنار خانواده حفظ کنه...
فرستنده : علی حق بین تاریخ ارسال : 1388/10/09
       • با عرض سلام خدمت جنابعالی و تمامی دوستان عزیز مطالب شما واقعاً از روی آگاهی و از سر دلسوزی می باشد امیدوارم که تمامی افراد این کشور، قدرت این را داشته باشند و این را بخوبی درک نمایند که مطالب بیان شده توسط شما، اساعه ادب به کسی نمی باشد بلکه به نفع خود حاکمان است که اگر لغزشی داشته باشند مردم به آنان گوشزد نمایند. چون خداوند از حق الناس نمی گذرد و سزای حاکمان ظالم نیز جهنم و دوزخ می باشد. مردم تمامی امکانات خودشان را در اختیار این حکومت گذاشته اند ولی حق ندارند طبق قانون اساسی همین مملکت، از حقوق خویش دفاع کنند. تمامی آن افرادی که از حاکمان ظالم حمایت می کنند در عذاب آنان در روز قیامت، سهیم خواهند بود پس چه بهتر که به احکام خدا نگاه کرده و به خودمان بیاییم. ضمناً یقین بدانید که اگر در شرایط فعلی امام حسین (ع) زنده بود به این همه شجاعت و "هیهات من الذله" گفتن شما تحسین می گفت. موفق باشید.
فرستنده : محمد تاریخ ارسال : 1388/09/20
       • مگه رهبری خداست که کسی نتواند به او انتقاد کند امام علی ع همیشه از مردم می خواست او را مواخذه کنند ااز او بپرسند و دوم اینکه هیچ آدم سالم و عاقلی خودش را فدای فردی مثل خودش نمی کند ...
فرستنده : ایراندوست تاریخ ارسال : 1388/09/01
پاسخ به شما : مخاطب؟
       • همه فکر می کردیم اگه ما حکومت دینی داشته باشیم و تشکیل بدهیم حکومت ما دچارعوازض حکومتهای عصر مسیحیها و حکمرانی کشیشها نمی شود چون فکر می کردیم مشکل فقط تحریف دین بوده و از این قبیل ولی حالا بعد از 30 سال تجربه دوباره الان می فهمیم حکومت دینی وقتی شکل میگیرد افراد جامعه رو به دورویی تشویق می کند افرادی بعد از مدتی سر کار می آیند که با نام دین هرکاری میکنند و عده ای در آخر خود را جای خدا قرار می دهند فکر کتم تنها چاره علاج اینکه فرهنگ و آگاهی خود و جامعه را بالا ببریم یک ساعت اندیشیدن برتر از 1000 سال عبادت است
فرستنده : امیر تاریخ ارسال : 1388/08/28
       • کو گوش شنوا
فرستنده : بی نام تاریخ ارسال : 1388/08/23
       • ان الحسین مصباح الهدی/یاران امام نگذاریداندیشه ه اش گم شود{مولام اولسون جوانمردلردایاقه}آفرین سنه:ساق ال سن
فرستنده : آرش تاریخ ارسال : 1388/08/07
       • اگر به فرمایشات امام توجه داشته باشیم ایشان فرمایشی قریب به چنین مضمونی داشتند که شما در هر جا باشید می توانید خدمت کنید حال چرا شما احساس می کنید می توانید در پست ریاست جمهوری از روسای دیگر سر تر باشید با توجه به اینکه شما به اصل ولایت فقیه که از اصول اولیه نظام است کافرید و جملاتی را از سر تعارف به کار میبرید و اما اینکه انتخاب عده ای از سمت رهبری به این معنا نیست که ایشان به صورت دل به خواه آنها را انتخاب کرده اند ( بدون لیاقت انتخاب شوند ) در صورتی که این اتفاق افتاده باشد مجلس خبرگان وظیفه دارند عدم صلاحیت رهبری را اعلام کنند و اگر این کار را نکنند انتقاد شامل حال مجلس خبرگان است که منتخب ملت هستند و این انتقاد مستقیما به خود مردم بر می گردد که چرا این عده را انتخاب کرده اند و این خود اصل بزرگی است از دموکراسی ...گویا علی الظاهر شما با روش امام راحل هم مشکل دارید چرا که برخی ایرادات شما به نحوه و روش امام هم بر می گردد پیشنهاد می شود در صورتی که این طور فکر می کنید خود را از کارهای سیاسی در ایران خارج و به امور علمی دانشگاهی بپردازید .
فرستنده : میثم ش تاریخ ارسال : 1388/08/06
پاسخ به شما :
       • با درود چرا نظرات کاربران را از سایت قبلی به سایت جدید منتقل نمی کنید؟ مثلا تا جائیکه بخاطر دارم در همین پست بیش از 100 نظر وجود داشت که اگر به این لینک اضافه شود بسیار مفید خواهد بود.
فرستنده : مریم تاریخ ارسال : 1388/08/05
پاسخ به شما : سلام انتقال همه نظرات از سایت قبلی به سایت جدید و در لینک های مربوطه ناممکن است، مگر اینکه آنها را یکی یکی از طریق نظرات انتقال دهیمکه این عمل هم بسیار وقت گیر و متفاوت با تاریخ ارسال آن خواهد بود. با این وصف فکری به حال آن خواهیم کرد. یا در لینک های جداگانه کار می کنیم و آنرا به لینک اصلی ارتباط می دهیم و یا ...
       • وقتی پذیرفتید نظام و قانون اساسی جمهوری اسلامی را، با تمام به اصطلاح نقدی که دارید به آن پایبند باشید، یا با حسین یا به شراب و نماز فرقی نمی کند.
فرستنده : احسان تاریخ ارسال : 1388/08/05
پاسخ به شما :
       • با سلام به جناب اعلمی و کاربران، قابل توجه کاربر گرامی‌ که با نام سعید کامنت گذاشت اند. راه بنمایم ترا گر کبر بندازی ز دل جاهلان را پیش دانا جای استکبار نیست . ترجمه استکبار را برای آیشان ذکر می‌کنم. استکبار: کلان پنداشتن کسی را. بزرگی نمودن از خود. بزرگ منشی کردن . خود را بزرگ مرتبه پنداشتن. گردن کشی کردن. پندار تکبُر کردن حال ایشان یک لحظه فکر کنند که آیا کسانی‌ که به پرونده سازی، شکنجه، و تفتیش عقاید پرداختند تا بتوانند دو روزی بیشتر حکومت کنند با این تعریف بیشتر منطبق نیستند. پاسخ به این سال را به خوانندگان گرامی‌ وا گذار می‌کنم تا خود در مورد آن قضاوت کنند. پایان شب سیه سفید است. به امید پیروزی, دانیال، دانشجوی دوره دکترا
فرستنده : دانیال تاریخ ارسال : 1388/07/12
       • عاشق رهبرم مرگ بر استکبار
فرستنده : سعید تاریخ ارسال : 1388/07/08
پاسخ به شما :
       • خوشحالی دشمنان نظام ...!!!!!!! مسخره ترین ومضحک ترین بهانه ای که اینروزها برای خفه کردن هراعتراضی شنیده میشه . ملت بایدهر ظلم وستمی را از مدعیان دروغین اسلام و معاویه صفتان امروز قبول کنند و دم بر نیاورند مبادا که دشمن خوشحا ل میشه !! جنا ب اعلمی عزیز درود بر شرف تو که خون ظلم ناپذیران تاریخ چون حسین (ع ) و بابک خرمدین در رگهایت جاریست . ...
فرستنده : بابک از اردبیل تاریخ ارسال : 1388/06/23
پاسخ به شما :
       • به اون آقایی که تبلیغ آیت الله العظمی منتظری کبیر را ننگ این سایت میداند فقط توصیه میکنم که کمی درباره ایشان تحقیق کنند. به شما پیشنهاد میکنم به مطالعه درباره زندگی حجت السلا... ببخشید آیت الله ...هم بپردازید تا خودتون متوجه بشید که ...
فرستنده : شهریار تاریخ ارسال : 1388/06/21
پاسخ به شما :
       • سلام استاد عزیز ؛ در کشوری زندگی می کنیم که 15 میلیون نفر از واجدان شرایط رای دادن آنرا روستاییان تشکیل می دهند ، قصد توهین و بی احترامی ندارم اما... یک سر طناب انقلاب ما به گردن ... و سر دیگر به گردن عوام بی سواد گره خورده ، کافی است فردا اعلام کنند اعلمی به علی فحش داد ، روزگارت را بی سوادان ، بی فهم و درک به آتش می کشند ، می دانی به چه جرمی ؟ به جرم فهمیدگی و دانایی این را با چشمانم دیده ام ، مردی 35 ساله روستایی ( اطراف مشهد ) روزی 200 هزار تومان گرفت تا جوان مردم را در تهران کتک بزند ، پرسیدم چرا ؟ گفت یک مشت امریکایی کافر آمده اند فحشا خانه راه بیندازند!!!!!!!!!!!!!!! تا چنین افرادی باشند ، روشنفکران اقلیت هستند درود بر آزادی
فرستنده : ماکان شمس تاریخ ارسال : 1388/06/20
پاسخ به شما :
       • در مورد كامنتي كه گفته بودند شما به اندازه رهبري نيستيد بايد گفت در قانون اساسي همه افراد يكسان هستند .در برابر خدا نيز همه انسان ها يكسان هستند.اين تفكري كه ايشان دارند نشان از 30 سال آموزش و پروشي است كه مي خواهد انسان ها دست بوس و مريد تربيت كند است.آن شاه هست كه از همه مردم بالاتر است.در جمهوري همه مردم در برابر قانون مطيع هستند و هيچ كس فصل الخطاب نيست مگر قانون.
فرستنده : ramin hekmatara تاریخ ارسال : 1388/06/18
       • با تشكر از شما.واقعا از مطالب اين نامه لذت بردم.اين سوالاتي است كه در ذهن حداقل 50درصد مردم است كه چگونه با آن چيز هاي كه [آیت الله]خميني روز اول مي گفت وضعيت زمامداران اين است.در مورد آن كامنتي كه آن دوست گذاشته بوددر مورد شوراي نگهبان بايد گفت كه اگر آقاي خميني مي دانست بعضي از علما دين را به دنيا مي فروشند و براي منافع خودشان قانون اساسي را هر روز يك جور تفسير مي كردند شايد خواستار شوراي بنام شوراي نگهبان نمي شدند.
فرستنده : ramin hekmatara تاریخ ارسال : 1388/06/18
پاسخ به شما :
       • بنام خدا با سلام لطفا دنبال خود سازی برو تا بجای این حرفها این ملت با مقام عظمای ولایت هستند چه فکر کردی شما اگر خوب بودی مردم حداقل برای نمایندگی مجلس می پذیرفتند....
فرستنده : احمد تاریخ ارسال : 1388/06/12
پاسخ به شما :
       • خوني كه در رك ماست هديه به مردم ماست(در جواب به يكي از از نظر ها) با تشكر از شجاعت شما كه نشان از اين امر دارد
فرستنده : عاشق اين خاك تاریخ ارسال : 1388/06/06
       • جناب آقاي اعلمي سلام احتراما سئوال من اينس كه بنده بعنوان يك شهروند حكومت اسلامي اگر از حاكم شكايت داشته باشم بايد به كدامين مرجع مراجعه نمايم؟ آيا قانون اين را مشخص نموده است؟ تشكر
فرستنده : سعيد تاریخ ارسال : 1388/06/05
پاسخ به شما : سلام، مستفاد از قانون اساسی همه شهروندان ایرانی در برابر قانون از حقوق یکسان برخوردارند و اگر فردی از یکی از مقامات کشور شکایتی داشته باشد محاکم دادگستری قانونا ملزم به رسیدگی به آن می باشند. اصل سي و چهارم قانون اساسی صراحتا بیان می دارد که "دادخواهي حق مسلم هر فرد است و هر كس مي تواند به منظور دادخواهي به دادگاههاي صالح رجوع نمايد. همه افراد ملت حق دارند اين گونه دادگاهها را در دسترس داشته باشند و هيچ كس را نمي توان را دادگاهي كه به موجب قانون حق مراجعه به آن را دارد منع كرد. "
       • شما بفرما به فکر استیضاح از امام حسین باش
فرستنده : جواد تاریخ ارسال : 1388/05/29
پاسخ به شما : تا زمانی که امثال شما وجود دارند، عده ای با نسبت دادن دروغ ها و تهمت هائی از این دست به دیگران که بارها هم تکذیب شده است، راه را برای حکومت خود هموار خواهند کرد تا به مقاصد شوم خود نزدیک شده و ریشه دین و اعتقادات مردم را از بیخ و بن بکنند.واقع برایتان متاسفم!
       • با سلام 1- جناب آقای اعلمی بسیار زیبا و به حق گفتید.(چون بحق میگفتید مدعیان عدالت و آزادی در شورای نگهبان تحمل نکردند و حذف تان کردند) 2-بعضی از دوستان همواره دوست دارند طفیلی و بنده حلقه بگوش حاکمان باشند و اصولا برای ادراک و شعور شخصی و جمعی ارزشی قایل نیستند. 3- اگر قانون اساسی قابل انتقاد نیست(نه مخالفت برای عدم اجرا) پس چطور در سال 68 با نظر رهبر کنونی تغییراتی در قانون اساسی قبلی ایجاد کردند! 4- آنان که در برابر ظلم سکوت کنند تاریخ بر آخرتشان آوار خواهد شد.
فرستنده : امیر تاریخ ارسال : 1388/05/29
       • dorod bar shoma i said and i will say you are like :eagle in the sky keep going :)
فرستنده : hossain تاریخ ارسال : 1388/05/25
       • http://ahmadsemnan.persianblog.ir/tag/%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87_%D8%A7%DB%8C
فرستنده : احمد تاریخ ارسال : 1388/05/17
       • سلام . برای منم جای سواله . می خوام بدونم که آیا این درسته که ما باید در تمام زمینه ها به نظرات یک فرد رجوع کنیم ؟ پس شعور و فهم خودمان چی ؟ آیا نباید هممون از این نعمت ( عقل ) به طور مستقل استفاده کنیم ؟ نظر شما چیه ؟
فرستنده : محمود تاریخ ارسال : 1388/05/16
       • به تفاوت های قانون اساسی 58 و 68 توجه خوانندگان را جلب می کنم ولایت فقیه دائم شرایط است و سلب آن با از میان رفتن یکی از شرایط بدون نیاز به خبرگان ذاتا جاری می گردد.در باب مطلق هم مدعیان درک مقام ولایت به آیه 31 سوره توبه در تفسیر المیزان مراجعه کنند تا به شرک خویش پی برند. جایی که ... کردان می گردد دکتر دکتر؟می گردد سید بیش از این انتظار نیست... معاون دادستان تهران در جلسه دادگاه دیروز از تلفظ صحیح سکولاریسم قاصر است چگونه به مکتب سیاسی آقایان سیستانی و خویی و...دیگر علما عملا جرم نسبت می دهد
فرستنده : زندانی در بند ولایت تاریخ ارسال : 1388/05/12
پاسخ به شما :
       • اقای بنده خدا سخن حق، حق است.این که شما میفرمایید ( شما هنوز به اندازه مقام معظم رهبری نیستید ) میخواهم بدانم معیار این اندازه چیست و شما چکونه این معیاررابدست اوردید.؟من یک مدرس قرانم ومیدانم معیار نزدیکی بخدا تقوای الهی است .همانگونه که درقران کریم امده است : ان اکرمکم عندالله اتقیکم ومیزان تقوای بندگان نیز در لوح محفوظ ،درنزد خداوند است.ایا شما ازلوح محفوظ اگاهید.ادبیات شما همان ادبیات لباس شخصی هااست که امروزه بنام رهبر وولایت فقیه بجان ومال وناموس مردم تجاوز میکنند.ودراخر ان گفتار معصوم بزرگ رایاداور میشوم که الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم ودرود برانان که شایسته درودند
فرستنده : سیروس قاسمی تاریخ ارسال : 1388/05/10
       • آقای اعلمی شما در این نامه یک مغلطه کرده اید و آن این است که شما تاکید کرده اید که به قانون اساسی اعتقاد دارید، ولی از محتوای نامه ی شما برمی آید که شما به مقداری از قانون اساسی که به نفع شماست اعتقاد دارید و به آنجایی که به ضرر شماست اشاره ای نکرده اید: 1- اولا محتوای نامه ی شما با اصل 110 قانون اساسی تناقض دارد و این نامه هیچ نشانی از التزام شما به ولایت فقیه را نشان نمی دهد. اتفاقا خود شما گفته اید که :"التزام به شی، التزام به لوازم آن است"! 2- همین شورای نگهبان نیز که شما از آن بعنوان 12 نفر "قیم مابانه" یاد کرده اید، مگر جز این است که در قانون اساسی این اختیار به آنها داده شده است. ضمن اینکه در دوره های گذشته که شما را برای مجلس تایید کرده بودند چرا قیم ماب نبودند؟!
فرستنده : اکبری تاریخ ارسال : 1388/05/10
پاسخ به شما : مدیرسایت: چرا با دونام حسین و اکبری پیام خود را ارسال می کنید!؟یادداشت قبلی هم از شماست.
       • آقای اعلمی امثال جنابعالی که سایتتان تبلیغ آقای منتظری می کند، بیشتر از این هم انتظاری نمی رود و بنظر می رسد که شما لیاقت درک مقام ولایت را نداشته اید. ...
فرستنده : حسین تاریخ ارسال : 1388/05/10
پاسخ به شما : ایکاش در میان مراجع تقلید موجود دو نفر مانند آیت الله منتظری داشتیم!
       • باسمه تعالی ( صـا د قـــــا نــه ) با کمال احترام به نظرات تمامی کسانی که از روی دل سوزی و صداقت بخواهند انتقاد سازنده ای در راه ( تعالی بشر ) ارائه دهند ؛ از شخصیتی مثل شما خیلی تعجب کردم که معنای اجتهاد را متوجه نشدید ؛ نتیجه ی اجتهاد از منابع دینی، حتی ممکن است با سلیقه ی شخصی ومیل فردی خود مرج تقلید سازکار نباشد ولی در عین حال حتی بر خود مرجع واجب است به آن عمل کند و در صورت تخلف مرجع از اجتهاد مسلـّم خودش ،بدون هیچ دلیل شرعی وعنوان ثانوی(که حکم آن را هم از منابع شرعی استخراج می کند) ؛ همه ی ما معتقدیم که ایشان به خاطر تخلف از اجتهاد خودش جهنـّمی خواهد شد . لذا فرق بین قرائت شخصی از دین ، با اجتهاد ، در جای خودش به صورت شفاف به اثبات رسیده است. حال اگر مسائل فردی وجزئی مقلد ، نیاز به فتوای مرجع واستنباط از (منـــابــع دین) دارد ، پس مسائل حکومتی واجتماعی مقلدین که جان ومال مردم به خاطر آن در خطر می افتد ؛ به طریق اولی نیاز به فتوای مرجع تقلید دارد ؛ وهمه می دانند که حرف آخر در مسائل حکومتی را باید آن مرجعی بزند که مصداق ولایت فقیه باشد . با توجه به این مقدمه چند نکته ی کلـّی قابل ذکر است : 1- اگر شما مقلد هستید و از روی دل سوزی به ذهنتان رسیده که در تشخیص موضوع ، به رهبرتان کمک کنید ، این امر قابل ستایش است ،البته با توجه به این مطلب که اشراف و تسلط واطلا عات نهانی و آشکار ایشان از همه ی ما بیشتر است. 2- اگر شما مجتهد باشید ( که از مطالبتان چنین چیزی فهمیده نمی شود ) و می خواهید برای امور جامعه ی ما نظر اجتهادی بدهید ؛ اجتهادتان برای خودتان حجت است ، چون نه اعلمیت شما بر هیچ فردی از ملت ایران ثابت شده و نه این که شما مصداق ولایت فقیه ،هستید. 3- شاید هم این مطالب نظر شخصی شما باشد ، که در این صورت هزاران نظر مخالف نظر شما در بین متخصصین ایران اسلامی وجود دارد که اگر رهبر معظم بخواهد به همه ی نظرات مخالف یکدیگر عمل کند ممکن نیست . 4- خیلی از مسائل و مشکلات در مملکت هست که واقعیت دارد امّا موانعی برای برطرف شدن آن ها وجود دارد و یا هنوز وقت مناسب برای اقدام تأثیر گذار در مقابل آن نرسیده است ؛ شما که ادعای سوابق و تجربه ودقـّت ،دارید ،چرا این نکات را منصفانه در لابلای سخنانتان ذکر نکردید . *مطالب دیگری هست که به خاطر اختصار از آن می گذرم . نتیجه
فرستنده : ابوالفضل مهربان جهرمی تاریخ ارسال : 1388/05/10
پاسخ به شما : مدیرسایت:لطفا کوتاه بنویسید تا مطلب نیمه تمام منتشر نشود.
       • آفرین. من فکر می کنم عنوان مطلب گویای همه چیز باشه... لا تهنوا و لاتحزنوا انتم الاعلون ان کنتم مومنین...
فرستنده : ایرانی تاریخ ارسال : 1388/05/10
       • AFAREEN BA R SHOM AKHODAVAND HAGH RA PEEROZ MENAMAYAD BH OMEED PEEROZEE
فرستنده : IRANI تاریخ ارسال : 1388/05/07
       • اعتراض نکن آقا دشمنای نظام خوشحال میشوند
فرستنده : ماکو دن تاریخ ارسال : 1388/05/06
       • خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست
فرستنده : فدایی رهبر تاریخ ارسال : 1388/05/05
پاسخ به شما : مدیرسایت:(بنده خدا)صاحب اختیار خونت هستی اما با یک نام کامنت بفرست!
       • جناب بنده خدا مي شه بفرماييد در مقابل بي عدالتي و نامردي چي كار مي شه كرد كه دشمنامون خوشحال نشن؟بايد ساكت بشينيمو حرف نزنيم ؟همينجوريشم كه صدامون در اومده مي زنن تو سرمون واي به حال اون روزي كه ساكت بشينيم .... ظلم دير يا زود رفتنيه به اميد صبح پيروزي جاويد باد ايران زنده باد ايراني
فرستنده : مينا تاریخ ارسال : 1388/05/02
پاسخ به شما :
       • زنده باد . مباحث مطرح شده كاملا منطقي و موجه و قانوني است
فرستنده : يك ايراني تاریخ ارسال : 1388/05/01
       • به امید شیوع تفکر عقلانی جنابعالی در جامعه ایران و رهایی مردم از افکار سنتی و محدود. مامردم ایران اگر رشد علمی و ... خوبی در این اواخر داشته ایم ولی هنوز آگاهی سیاسی در مورد زندگی اجتماعی را پیدا نکرده ایم. که عمده دلایل رشد نامطلوب در این بخش عدم اطلاع رسانی نا مناسب و فضای محدود رسانای در کشور است. به امید سرفرازی ملت ایران
فرستنده : huy تاریخ ارسال : 1388/04/31
       • شما هنوز به اندازه مقام معظم رهبری نیستید که اینگونه ایشان را خطاب می کنید مثل بچه های کوچیک که در بازی شکست می خورند جر می زنند و به زمین و زمان بد می گویند و فکر می کنند حق آنان بوده که ببرند . شما که خود را دلسوز انقلاب می دانید چرا باید کاری کنید که دشمنان این انقلاب را خوشحال کنید که فکر کنند بین سران نظام اختلاف افتاده . در اعمال خود تجدید نظر کنید.
فرستنده : بنده خدا تاریخ ارسال : 1388/04/27
نظر شما
نام و نام خانوادگی :
آدرس ایمیل :  
متن نظر :